شورای شهر قزوین؛ چرا رأی مردم فقط تا روز انتخابات اعتبار دارد؟
شورای شهر قزوین یک دوره پرحاشیه و پرهزینه را پشت سر گذاشت؛ اختلافات شورا و شهرداری فقط یک اختلاف درونمدیریتی نماند و آثارش به عملکرد شهرداری، روند مدیریت شهر و حتی تعامل مجموعه مدیریت شهری با دستگاههای مختلف سرایت کرد اما حالا همان شورا دوباره در آستانه انتخاب شهردار ایستاده است.
این بار اما دیگر فرصت چندانی برای آزمون و خطا باقی نمانده بلکه تکرار تجربه قبلی بدون پاسخ روشن به ایرادهای آن، میتواند همان اندک سرمایه اعتمادی را هم که برای شورا باقی مانده بیشتر فرسوده کند.
اولین سؤال، ساده اما جدی است: این همه عجله برای انتخاب شهردار برای چیست؟
در شرایطی که پایان دوره فعلی شورا چندان دور نیست و سرپرست شهرداری نیز هنوز امکان قانونی اداره مجموعه را دارد چرا شورا اصرار دارد همین حالا برای یک مدیریت بلندمدت تصمیم بگیرد؟ چه اتفاق فوری و غیرقابل تعویقی در شهر افتاده که انتخاب شهردار نمیتواند با طمأنینه، بررسی دقیق و شفافیت بیشتر انجام شود؟ اگر ضرورت قانونی یا مدیریتی مشخصی وجود دارد شورا باید آن را صریح به مردم بگوید و اگر چنین ضرورتی وجود ندارد، این شتاب دقیقاً برای رسیدن به چه چیزی است؟
اما مسئله مهمتر، نسبت این تصمیم با رأیی است که اعضای شورا با آن وارد شورا شدهاند.
اکثریت قاطع اعضای شورای شهر قزوین با حمایت جریان اصولگرایی و از فهرست منتسب به این جریان رأی گرفتهاند و این شورا باید درباره یک تناقض مهم توضیح بدهد: آیا آن پشتوانه سیاسی و اجتماعی فقط برای روز انتخابات محترم بود؟ آیا میتوان از اعتبار یک جریان، از اعتماد بدنه اجتماعی آن و از رأیی که با نام و اعتبار آن جریان به صندوق آمده استفاده کرد اما در تصمیمهای مهم مدیریتی همان بدنه و سرمایه انسانی را اساساً نادیده گرفت؟
البته هیچ منطقی نمیگوید شهردار باید صرفاً به دلیل گرایش سیاسی انتخاب شود. مسئله این نیست که شهردار اصولگرا باشد یا اصلاحطلب؛ مسئله این است که شورا در قبال معیارهایی که با آن رأی گرفته چه توضیحی دارد.
اگر پاسخ شورا این است که «ما تخصصگرا هستیم و گرایش سیاسی برایمان مهم نیست»، بسیار خوب؛ تخصصگرایی باید معیار باشد اما آن وقت یک سؤال جدیتر مطرح میشود: آیا در جریان سیاسیای که همین شورا با پشتوانه آن شکل گرفته، هیچ مدیر، متخصص، نخبه و نیروی توانمندی وجود ندارد که حتی شایسته اعتماد باشد؟
اگر وجود دارد چرا دیده نمیشود؟ اگر وجود ندارد، آیا شورا حاضر است این را صریح بگوید؟
این پرسش، مطالبه سهم سیاسی نیست؛ اتفاقاً مطالبهای درباره سرمایه انسانی است. جریانی که سالها برای حضور سیاسی و اجتماعی خود بدنه ساخته نمیتواند فقط هنگام انتخابات از نیروها و ظرفیتهایش یاد کند و هنگام مسئولیت، تمام آن سرمایه انسانی را کنار بگذارد و بعد نام این کنار گذاشتن را «تخصصگرایی» بگذارد.
یک سؤال مهمتر: اگر حتی شورای شهری که اکثریت آن منتسب به همین جریان است، به نخبگان و مدیران متخصص همان جریان اعتماد نکند و برای مدیریت مهمی مثل شهرداری، اساساً چشمش به بیرون از این بدنه باشد چه کسی قرار است به این نیروها میدان بدهد؟
اگر امروز قرار است صرفاً بر اساس تخصص تصمیم بگیرید این قاعده را شفاف اعلام کنید و برای همه یکسان اجرا کنید اما اگر تخصص فقط زمانی به میان میآید که قرار است انتخابی خارج از بدنه رأیدهندگان و حامیان شورا توجیه شود این دیگر تخصصگرایی نیست؛ دستکم شورا باید توضیح بدهد تفاوت این دو کجاست.
شورای شهر قزوین این بار فقط قرار نیست یک شهردار انتخاب کند بلکه باید نشان دهد از تجربه گذشته چه چیزی یاد گرفته است. مردم حق دارند بدانند چرا اکنون، چرا این فرآیند و چرا این گزینه؟
این بار دیگر مسئله فقط نام شهردار نیست. مسئله این است که آیا شورا میتواند تصمیمی بگیرد که هم از نظر مدیریتی قابل دفاع باشد، هم نسبتش با رأی مردم روشن باشد و هم فردا وقتی درباره عملکرد شهردار جدید قضاوت میشود اعضای شورا بتوانند با صراحت بگویند: ما این انتخاب را آگاهانه، شفاف و با پذیرش کامل مسئولیت انجام دادیم.
✍️ حسن عابدینی
فعال رسانه ای استان قزوین
دیدگاههای کاربران (۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است. اولین نظر را شما بنویسید!