مسیری که رهبر انقلاب برای حل مشکلات و رسیدن به «ایران قوی» ترسیم کردند
پایگاه خبری پیام قزوین پرس به نقل از خبرگزاری فارس: هفته دولت امسال با پیامی متفاوت از سوی رهبر انقلاب همراه بود؛ پیامی که معظمله در آن ضمن قدردانی از خدمات دولت و رئیسجمهور، مهمترین الزامات عبور کشور از شرایط پیچیده کنونی را ترسیم کردند.
با مرور پیام می توان گفت که یک بخش مهم پیام ناظر به آینده است و اینکه چگونه میتوان در شرایط فشار اقتصادی، جنگ روانی و تلاش دشمن برای ایجاد شکاف اجتماعی، مسیر «ایران هرچه قویتر» را ادامه داد.
ایران قوی چگونه پدید میآید؟
براساس آنچه در پیام آمده تقویت قدرت ملی، نیازمند تقویت همزمان اقتصاد، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، خدمتگزاری مسئولان و روایت درست از توانمندیهای کشور است.
آیت الله عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، نیز با نگاهی منظومهای به پیام رهبر انقلاب، آن را ناظر بر «بازتولید قدرت ملی و الزامات حکمرانی در شرایط مکر و فریب و تشدید فشارهای دشمن» میداند و معتقد است ایران قوی از جمع شدن قدرت اقتصادی، علمی، فناورانه، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دفاعی در یک منظومه حکمرانی منسجم پدید میآید و شرط فعال شدن همه این قدرتها، حفظ انسجام ملی است.
هیچ اقدامی نباید انسجام جامعه را هدف بگیرد
یکی از صریحترین فرازهای پیام رهبر انقلاب، تأکید بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام اجتماعی است. ایشان تصریح کردند که همه تصمیمات در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید با ملاحظه «پیوست انسجام اجتماعی» انجام شود و در نهایت اعلام کردند: «ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»
رهبر معظم انقلاب، انسجام اجتماعی را در منظومه قدرت ملی قرار دادهاند؛ به این معنا که جامعهای که در درون دچار فرسایش اعتماد و شکاف شود، حتی اگر از ظرفیتهای اقتصادی، دفاعی و فناورانه برخوردار باشد، در برابر جنگ ترکیبی آسیبپذیرتر خواهد بود.
آیتالله کعبی در تبیین همین بخش از پیام، مفهوم «پیوست انسجام» را فراتر از «پیوست فرهنگی» ارزیابی میکند و میگوید در حکمرانی مطلوب، پیش از اجرای تصمیمات مهم باید آثار آنها بر انسجام اجتماعی ارزیابی شود. به تعبیر وی، هر تصمیم مهم باید به این پرسشها پاسخ دهد که آیا جامعه را متحدتر میکند یا متفرقتر؟ آیا اعتماد عمومی را افزایش میدهد یا کاهش؟ آیا احساس عدالت را تقویت میکند یا تضعیف؟ و آیا دشمن میتواند از آن برای ایجاد شکاف استفاده کند؟
غلامحسین اژهای رئیس دستگاه قضا نیز پیام رهبر انقلاب را «نقشهراه برای همه کارگزاران و خدمتگزاران به نظام و مردم» میداند و بر ضرورت تحکیم وحدت ملی و پرهیز از هرآنچه موجب انشقاق و افتراق میشود تأکید کرده است. به گفته وی، در شرایط جنگ ترکیبی، پیوند میان مردم و نظام میتواند به سدی در برابر تلاش دشمن برای ایجاد تشتت و اختلاف تبدیل شود.
محمدکاظم انبارلویی نیز از تعبیر «اتحاد مقدس» استفاده کرده و در تبیین پیام رهبر انقلاب، مؤلفههایی مانند تقدم منافع ملی بر منافع جناحی، پرهیز از برجستهسازی شکافهای اجتماعی، نقد اصلاحگرایانه، حفظ اعتماد عمومی و ندادن علامت ضعف به دشمن را از ارکان این اتحاد برشمرده است.
اعتقاد انبارلوئی این است که در شرایط جنگ ترکیبی، انسجام اجتماعی دیگر یک موضوع فرعی در کنار اقتصاد و امنیت نیست، بلکه خود به بخشی از قدرت ملی تبدیل شده است. به اعتقاد وی «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد» باید بهعنوان یک قاعده اثرگذار حکمرانی دیده شود؛ قاعدهای که بر اساس آن هر تصمیم، موضعگیری یا اقدامی که به تولید شکاف اجتماعی منجر شود، باید مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.
بر این اساس، میتوان گفت که حتی اقدامی که برای بخشی از جامعه جذاب به نظر برسد، اگر در نهایت موجب تشدید شکاف اجتماعی شود، نیازمند ارزیابی جدی است.
نقد کنید اما برای جنگ روانی دشمن خوراک نسازید
دومین محور مهم پیام، تمایز میان دیدن ضعفها و برجستهسازی ضعفها است.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود تأکید کردند که ضعف، نقص و کمبود باید دیده شود، اما راه مواجهه با آن «روایت و برجستهسازی» نیست؛ بلکه برنامهریزی و اقدام برای حل مشکل است.
این بخش از پیام البته به معنای نفی نقد نیست. اتفاقاً منطق پیام، میان نقد اصلاحگرانه و سیاهنمایی تفاوت جدی قائل میشود.
حجتالاسلام والمسلمین اژهای نیز همین نکته را مورد توجه قرار داده و گفته است: «قطعاً و حتماً باید نقاط ضعف را دید و برطرف کرد؛ لکن نباید در جایی که دشمن غدّار و مکار کمین کرده، برایش خوراک جنگ روانی تدارک دید.» وی در جمعبندی، «نقد دلسوزانه و خیرخواهانه» را پذیرفتنی دانسته اما سیاهنمایی و تزریق ناامیدی به جامعه را مردود دانسته است.
آیتالله کعبی نیز با تفکیک میان «شناخت ضعف» و «روایت ضعف» معتقد است ضعف را باید در اتاق تصمیمگیری با شجاعت دید و اقتدار و عزت ملی را در عرصه عمومی با صداقت روایت کرد. از نگاه او، تحلیل و اظهار نظر رسانهای حتی اگر از موضع دلسوزی و صداقت باشد، باید مسئلهگشا باشد و نباید به سرمایهسازی برای دشمن تبدیل شود.
مهدی شکیبایی نیز با تمرکز بر همین بخش از پیام، معتقد است که «روایت قدرت» به معنای انکار مشکلات نیست. به باور وی، خود پیام رهبر انقلاب به صراحت از تورم، بیکاری، قیمتها، تولید و سایر مشکلات اقتصادی سخن گفته است؛ تفاوت در این است که ضعف باید حل شود، نه اینکه به ابزار تولید ناامیدی تبدیل شود.
مسیری که رهبر انقلاب برای حل مشکلات و رسیدن به «ایران قوی» ترسیم کردند
پیام رهبر انقلاب برای هفته دولت، مجموعهای از الزامات حکمرانی در شرایط جنگ ترکیبی را پیش روی دولت و همه ارکان نظام قرار داد؛ از ممنوعیت هر اقدامی که انسجام اجتماعی را مخدوش کند تا هشدار درباره تبدیل ضعفهای داخلی به خوراک جنگ روانی دشمن.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: هفته دولت امسال با پیامی متفاوت از سوی رهبر انقلاب همراه بود؛ پیامی که معظمله در آن ضمن قدردانی از خدمات دولت و رئیسجمهور، مهمترین الزامات عبور کشور از شرایط پیچیده کنونی را ترسیم کردند.
با مرور پیام می توان گفت که یک بخش مهم پیام ناظر به آینده است و اینکه چگونه میتوان در شرایط فشار اقتصادی، جنگ روانی و تلاش دشمن برای ایجاد شکاف اجتماعی، مسیر «ایران هرچه قویتر» را ادامه داد.
ایران قوی چگونه پدید میآید؟
براساس آنچه در پیام آمده تقویت قدرت ملی، نیازمند تقویت همزمان اقتصاد، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، خدمتگزاری مسئولان و روایت درست از توانمندیهای کشور است.
آیت الله عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، نیز با نگاهی منظومهای به پیام رهبر انقلاب، آن را ناظر بر «بازتولید قدرت ملی و الزامات حکمرانی در شرایط مکر و فریب و تشدید فشارهای دشمن» میداند و معتقد است ایران قوی از جمع شدن قدرت اقتصادی، علمی، فناورانه، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دفاعی در یک منظومه حکمرانی منسجم پدید میآید و شرط فعال شدن همه این قدرتها، حفظ انسجام ملی است.
هیچ اقدامی نباید انسجام جامعه را هدف بگیرد
یکی از صریحترین فرازهای پیام رهبر انقلاب، تأکید بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام اجتماعی است. ایشان تصریح کردند که همه تصمیمات در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید با ملاحظه «پیوست انسجام اجتماعی» انجام شود و در نهایت اعلام کردند: «ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»
رهبر معظم انقلاب، انسجام اجتماعی را در منظومه قدرت ملی قرار دادهاند؛ به این معنا که جامعهای که در درون دچار فرسایش اعتماد و شکاف شود، حتی اگر از ظرفیتهای اقتصادی، دفاعی و فناورانه برخوردار باشد، در برابر جنگ ترکیبی آسیبپذیرتر خواهد بود.
آیتالله کعبی در تبیین همین بخش از پیام، مفهوم «پیوست انسجام» را فراتر از «پیوست فرهنگی» ارزیابی میکند و میگوید در حکمرانی مطلوب، پیش از اجرای تصمیمات مهم باید آثار آنها بر انسجام اجتماعی ارزیابی شود. به تعبیر وی، هر تصمیم مهم باید به این پرسشها پاسخ دهد که آیا جامعه را متحدتر میکند یا متفرقتر؟ آیا اعتماد عمومی را افزایش میدهد یا کاهش؟ آیا احساس عدالت را تقویت میکند یا تضعیف؟ و آیا دشمن میتواند از آن برای ایجاد شکاف استفاده کند؟
غلامحسین اژهای رئیس دستگاه قضا نیز پیام رهبر انقلاب را «نقشهراه برای همه کارگزاران و خدمتگزاران به نظام و مردم» میداند و بر ضرورت تحکیم وحدت ملی و پرهیز از هرآنچه موجب انشقاق و افتراق میشود تأکید کرده است. به گفته وی، در شرایط جنگ ترکیبی، پیوند میان مردم و نظام میتواند به سدی در برابر تلاش دشمن برای ایجاد تشتت و اختلاف تبدیل شود.
محمدکاظم انبارلویی نیز از تعبیر «اتحاد مقدس» استفاده کرده و در تبیین پیام رهبر انقلاب، مؤلفههایی مانند تقدم منافع ملی بر منافع جناحی، پرهیز از برجستهسازی شکافهای اجتماعی، نقد اصلاحگرایانه، حفظ اعتماد عمومی و ندادن علامت ضعف به دشمن را از ارکان این اتحاد برشمرده است.
اعتقاد انبارلوئی این است که در شرایط جنگ ترکیبی، انسجام اجتماعی دیگر یک موضوع فرعی در کنار اقتصاد و امنیت نیست، بلکه خود به بخشی از قدرت ملی تبدیل شده است. به اعتقاد وی «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد» باید بهعنوان یک قاعده اثرگذار حکمرانی دیده شود؛ قاعدهای که بر اساس آن هر تصمیم، موضعگیری یا اقدامی که به تولید شکاف اجتماعی منجر شود، باید مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.
بر این اساس، میتوان گفت که حتی اقدامی که برای بخشی از جامعه جذاب به نظر برسد، اگر در نهایت موجب تشدید شکاف اجتماعی شود، نیازمند ارزیابی جدی است.
نقد کنید اما برای جنگ روانی دشمن خوراک نسازید
دومین محور مهم پیام، تمایز میان دیدن ضعفها و برجستهسازی ضعفها است.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود تأکید کردند که ضعف، نقص و کمبود باید دیده شود، اما راه مواجهه با آن «روایت و برجستهسازی» نیست؛ بلکه برنامهریزی و اقدام برای حل مشکل است.
این بخش از پیام البته به معنای نفی نقد نیست. اتفاقاً منطق پیام، میان نقد اصلاحگرانه و سیاهنمایی تفاوت جدی قائل میشود.
حجتالاسلام والمسلمین اژهای نیز همین نکته را مورد توجه قرار داده و گفته است: «قطعاً و حتماً باید نقاط ضعف را دید و برطرف کرد؛ لکن نباید در جایی که دشمن غدّار و مکار کمین کرده، برایش خوراک جنگ روانی تدارک دید.» وی در جمعبندی، «نقد دلسوزانه و خیرخواهانه» را پذیرفتنی دانسته اما سیاهنمایی و تزریق ناامیدی به جامعه را مردود دانسته است.
آیتالله کعبی نیز با تفکیک میان «شناخت ضعف» و «روایت ضعف» معتقد است ضعف را باید در اتاق تصمیمگیری با شجاعت دید و اقتدار و عزت ملی را در عرصه عمومی با صداقت روایت کرد. از نگاه او، تحلیل و اظهار نظر رسانهای حتی اگر از موضع دلسوزی و صداقت باشد، باید مسئلهگشا باشد و نباید به سرمایهسازی برای دشمن تبدیل شود.
مهدی شکیبایی نیز با تمرکز بر همین بخش از پیام، معتقد است که «روایت قدرت» به معنای انکار مشکلات نیست. به باور وی، خود پیام رهبر انقلاب به صراحت از تورم، بیکاری، قیمتها، تولید و سایر مشکلات اقتصادی سخن گفته است؛ تفاوت در این است که ضعف باید حل شود، نه اینکه به ابزار تولید ناامیدی تبدیل شود.
میدان جنگ فقط میدان نظامی نیست
به اعتقاد تحلیلگران، بخش مهمی از جنگ ترکیبی امروز در سطح ادراک و روایت جریان دارد. در چنین شرایطی، دشمن تلاش میکند تصویری از ایرانِ ضعیف، شکستخورده و بیآینده در ذهن جامعه ایجاد کند؛ حتی اگر واقعیت میدانی با این تصویر فاصله داشته باشد.
آیتالله کعبی در همین زمینه بر ضرورت «روایت قدرت» تأکید میکند و معتقد است ضعف و نقص و کمبود نیازمند روایت و برجستهسازی دائمی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است.
«جنگ یا مذاکره»؛ دوگانهای که نباید جامعه را اسیر کند
یکی دیگر از هشدارهای صریح پیام رهبر انقلاب، درباره «دوگانهسازیهای موهوم» است؛ دوگانههایی همچون جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی و سازش یا جنگطلبی.
این هشدار از آن جهت اهمیت دارد که در نگاه رهبر انقلاب، اختلاف نظر طبیعی جامعه سیاسی است، اما تبدیل اختلاف نظر به شکاف اجتماعی و دوقطبیهای فرساینده، میتواند به سرمایه اجتماعی و قدرت ملی آسیب بزند.
انبارلویی نیز ممنوعیت دو قطبیسازیهایی مانند «جنگ و مذاکره» و «وفاق و تندروی» را از جمله محورهای کلیدی پیام دانسته و بر ضرورت پرهیز از این دوگانه سازیها تاکید میکند.
بسیاری از تحلیلگران نیز در تبیین این رویکرد، بر عبور از دوگانههای کاذب تأکید دارند، به این معنا که میتوان هم مذاکره کرد و هم مقاومت را تقویت کرد، میتوان انسجام اجتماعی داشت و در عین حال نقد و مطالبهگری منطقی را حفظ کرد و میتوان نقد کرد، بدون آنکه نقد به تخریب نظام یا تضعیف سرمایه اجتماعی تبدیل شود.
در این چارچوب آنچه تاکید می شود این است، که همه افراد جامعه قرار نیست یکسان بیندیشند؛ اما باید مراقبت شود که اختلاف دیدگاهها به ابزاری برای شکستن انسجام ملی تبدیل نشود.
جایی که روایت باید با اقدام همراه شود
اگر بخش نخست پیام رهبر معظم انقلاب بر انسجام اجتماعی متمرکز است، بخش دیگری از آن مستقیماً به سفره مردم و مسائل اقتصادی اختصاص دارد.
رهبر معظم انقلاب بر توجه جدی دولت به زنجیره چالشهای اقتصادی ـ معیشتی تأکید کردهاند؛ زنجیرهای که از تورم، بیکاری و مدیریت قیمتها و بازار کالا و خدمات آغاز میشود و تا رشد اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری، رونق تولید، کاهش نقش دلار و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی امتداد مییابد.
در این میان، «تکیه هرچه بیشتر به تولید داخلی» به عنوان کلید حل مجموعهای از این مسائل مورد تأکید قرار گرفته است.
پیام البته در کنار تأکید بر تولید داخلی، بر ضرورت تأمین کالاهای مورد نیاز کشور نیز تصریح دارد و واردات را در موارد فقدان تولید کافی، مشروط به مدیریت صحیح و حکیمانه میداند.
کارشناسان اقتصادی در تبیین این نگاه، مسائل اقتصادی را یک زنجیره بههمپیوسته میدانند؛ زنجیرهای شامل تورم، بیکاری، قیمتها، بازار، رشد، سرمایهگذاری، تولید و کاهش وابستگیهای آسیبزا که راهحل آن را باید در اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید داخلی جستوجو کرد.
به اعتقاد آنها اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد منزوی نیست، بلکه اقتصادی توانمند و انعطافپذیر است که ضمن تقویت تولید داخلی، در مواردی که تولید داخلی کافی نیست، از واردات صحیح و حکیمانه نیز استفاده میکند.
از سوی دیگر، رهبر انقلاب فعالسازی ظرفیت نخبگان جوان و استفاده از فناوریها و نوآوریهای آنان را یکی از مسیرهای جهش کشور معرفی کردهاند؛ ظرفیتی که میتواند در کشاورزی، صنعت، فرهنگ، تربیت، ارتباطات و حوزههای اجتماعی به کار گرفته شود.
مطالبه اقتصادی پیام، «حل مسئله» است
تحلیلگران معتقدند پیام هفته دولت در حوزه اقتصاد، بیش از آنکه صرفاً فهرستی از مشکلات باشد، یک زنجیره سیاستی را مقابل دولت قرار داده است.
محسن احمدی استاد دانشگاه نیز بر همین منطق «حل مسئله» تأکید دارد و میگوید که کشور نباید صرفاً به گزارش مشکلات اکتفا کند، بلکه هر ضعف باید به فرآیندی از مسئلهشناسی، اولویتبندی، سیاستگذاری، اقدام، ارزیابی و اصلاح تبدیل شود.
مردم باید «خدمتگزاری» را احساس کنند
یکی از مهمترین بخشهای پیام رهبر معظم انقلاب، تأکید بر تجربه مستقیم مردم از خدمت مسئولان است.
ایشان تصریح کردهاند که مردم ایران، پس از ماهها حضور و همراهی و نمایش «عیار حقیقی» خود در عرصههای مختلف، شایسته آن هستند که خدمتگزاری قوا و دستگاههای مسئول را در زندگی خود احساس کنند.
احمد مقدم فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در این باره معتقد است که این عبارت، مسئولیت دولت را از سطح «انجام وظیفه اداری» فراتر میبرد و عملکرد دستگاهها باید به تجربه ملموس شهروندان تبدیل شود؛ از تأمین کالا و مدیریت انرژی گرفته تا کنترل قیمتها، اشتغال، تولید و حل مشکلات روزمره.
وی میگوید که میان «خدمت کردن» و «احساس خدمت» فاصلهای وجود دارد که تنها با نتیجهمحور شدن حکمرانی پر خواهد شد.
مقدم ادامه میدهد که خدمت صادقانه مسئولان، پرهیز از القای یأس و ناامیدی و تقویت وحدت از الزامات عبور از مشکلات کشور است.
مسیری که رهبر انقلاب برای حل مشکلات و رسیدن به «ایران قوی» ترسیم کردند
پیام رهبر انقلاب برای هفته دولت، مجموعهای از الزامات حکمرانی در شرایط جنگ ترکیبی را پیش روی دولت و همه ارکان نظام قرار داد؛ از ممنوعیت هر اقدامی که انسجام اجتماعی را مخدوش کند تا هشدار درباره تبدیل ضعفهای داخلی به خوراک جنگ روانی دشمن.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: هفته دولت امسال با پیامی متفاوت از سوی رهبر انقلاب همراه بود؛ پیامی که معظمله در آن ضمن قدردانی از خدمات دولت و رئیسجمهور، مهمترین الزامات عبور کشور از شرایط پیچیده کنونی را ترسیم کردند.
با مرور پیام می توان گفت که یک بخش مهم پیام ناظر به آینده است و اینکه چگونه میتوان در شرایط فشار اقتصادی، جنگ روانی و تلاش دشمن برای ایجاد شکاف اجتماعی، مسیر «ایران هرچه قویتر» را ادامه داد.
ایران قوی چگونه پدید میآید؟
براساس آنچه در پیام آمده تقویت قدرت ملی، نیازمند تقویت همزمان اقتصاد، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، خدمتگزاری مسئولان و روایت درست از توانمندیهای کشور است.
آیت الله عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، نیز با نگاهی منظومهای به پیام رهبر انقلاب، آن را ناظر بر «بازتولید قدرت ملی و الزامات حکمرانی در شرایط مکر و فریب و تشدید فشارهای دشمن» میداند و معتقد است ایران قوی از جمع شدن قدرت اقتصادی، علمی، فناورانه، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دفاعی در یک منظومه حکمرانی منسجم پدید میآید و شرط فعال شدن همه این قدرتها، حفظ انسجام ملی است.
هیچ اقدامی نباید انسجام جامعه را هدف بگیرد
یکی از صریحترین فرازهای پیام رهبر انقلاب، تأکید بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام اجتماعی است. ایشان تصریح کردند که همه تصمیمات در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید با ملاحظه «پیوست انسجام اجتماعی» انجام شود و در نهایت اعلام کردند: «ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»
رهبر معظم انقلاب، انسجام اجتماعی را در منظومه قدرت ملی قرار دادهاند؛ به این معنا که جامعهای که در درون دچار فرسایش اعتماد و شکاف شود، حتی اگر از ظرفیتهای اقتصادی، دفاعی و فناورانه برخوردار باشد، در برابر جنگ ترکیبی آسیبپذیرتر خواهد بود.
آیتالله کعبی در تبیین همین بخش از پیام، مفهوم «پیوست انسجام» را فراتر از «پیوست فرهنگی» ارزیابی میکند و میگوید در حکمرانی مطلوب، پیش از اجرای تصمیمات مهم باید آثار آنها بر انسجام اجتماعی ارزیابی شود. به تعبیر وی، هر تصمیم مهم باید به این پرسشها پاسخ دهد که آیا جامعه را متحدتر میکند یا متفرقتر؟ آیا اعتماد عمومی را افزایش میدهد یا کاهش؟ آیا احساس عدالت را تقویت میکند یا تضعیف؟ و آیا دشمن میتواند از آن برای ایجاد شکاف استفاده کند؟
غلامحسین اژهای رئیس دستگاه قضا نیز پیام رهبر انقلاب را «نقشهراه برای همه کارگزاران و خدمتگزاران به نظام و مردم» میداند و بر ضرورت تحکیم وحدت ملی و پرهیز از هرآنچه موجب انشقاق و افتراق میشود تأکید کرده است. به گفته وی، در شرایط جنگ ترکیبی، پیوند میان مردم و نظام میتواند به سدی در برابر تلاش دشمن برای ایجاد تشتت و اختلاف تبدیل شود.
محمدکاظم انبارلویی نیز از تعبیر «اتحاد مقدس» استفاده کرده و در تبیین پیام رهبر انقلاب، مؤلفههایی مانند تقدم منافع ملی بر منافع جناحی، پرهیز از برجستهسازی شکافهای اجتماعی، نقد اصلاحگرایانه، حفظ اعتماد عمومی و ندادن علامت ضعف به دشمن را از ارکان این اتحاد برشمرده است.
اعتقاد انبارلوئی این است که در شرایط جنگ ترکیبی، انسجام اجتماعی دیگر یک موضوع فرعی در کنار اقتصاد و امنیت نیست، بلکه خود به بخشی از قدرت ملی تبدیل شده است. به اعتقاد وی «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد» باید بهعنوان یک قاعده اثرگذار حکمرانی دیده شود؛ قاعدهای که بر اساس آن هر تصمیم، موضعگیری یا اقدامی که به تولید شکاف اجتماعی منجر شود، باید مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.
بر این اساس، میتوان گفت که حتی اقدامی که برای بخشی از جامعه جذاب به نظر برسد، اگر در نهایت موجب تشدید شکاف اجتماعی شود، نیازمند ارزیابی جدی است.
نقد کنید اما برای جنگ روانی دشمن خوراک نسازید
دومین محور مهم پیام، تمایز میان دیدن ضعفها و برجستهسازی ضعفها است.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود تأکید کردند که ضعف، نقص و کمبود باید دیده شود، اما راه مواجهه با آن «روایت و برجستهسازی» نیست؛ بلکه برنامهریزی و اقدام برای حل مشکل است.
این بخش از پیام البته به معنای نفی نقد نیست. اتفاقاً منطق پیام، میان نقد اصلاحگرانه و سیاهنمایی تفاوت جدی قائل میشود.
حجتالاسلام والمسلمین اژهای نیز همین نکته را مورد توجه قرار داده و گفته است: «قطعاً و حتماً باید نقاط ضعف را دید و برطرف کرد؛ لکن نباید در جایی که دشمن غدّار و مکار کمین کرده، برایش خوراک جنگ روانی تدارک دید.» وی در جمعبندی، «نقد دلسوزانه و خیرخواهانه» را پذیرفتنی دانسته اما سیاهنمایی و تزریق ناامیدی به جامعه را مردود دانسته است.
آیتالله کعبی نیز با تفکیک میان «شناخت ضعف» و «روایت ضعف» معتقد است ضعف را باید در اتاق تصمیمگیری با شجاعت دید و اقتدار و عزت ملی را در عرصه عمومی با صداقت روایت کرد. از نگاه او، تحلیل و اظهار نظر رسانهای حتی اگر از موضع دلسوزی و صداقت باشد، باید مسئلهگشا باشد و نباید به سرمایهسازی برای دشمن تبدیل شود.
مهدی شکیبایی نیز با تمرکز بر همین بخش از پیام، معتقد است که «روایت قدرت» به معنای انکار مشکلات نیست. به باور وی، خود پیام رهبر انقلاب به صراحت از تورم، بیکاری، قیمتها، تولید و سایر مشکلات اقتصادی سخن گفته است؛ تفاوت در این است که ضعف باید حل شود، نه اینکه به ابزار تولید ناامیدی تبدیل شود.
میدان جنگ فقط میدان نظامی نیست
به اعتقاد تحلیلگران، بخش مهمی از جنگ ترکیبی امروز در سطح ادراک و روایت جریان دارد. در چنین شرایطی، دشمن تلاش میکند تصویری از ایرانِ ضعیف، شکستخورده و بیآینده در ذهن جامعه ایجاد کند؛ حتی اگر واقعیت میدانی با این تصویر فاصله داشته باشد.
آیتالله کعبی در همین زمینه بر ضرورت «روایت قدرت» تأکید میکند و معتقد است ضعف و نقص و کمبود نیازمند روایت و برجستهسازی دائمی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است.
«جنگ یا مذاکره»؛ دوگانهای که نباید جامعه را اسیر کند
یکی دیگر از هشدارهای صریح پیام رهبر انقلاب، درباره «دوگانهسازیهای موهوم» است؛ دوگانههایی همچون جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی و سازش یا جنگطلبی.
این هشدار از آن جهت اهمیت دارد که در نگاه رهبر انقلاب، اختلاف نظر طبیعی جامعه سیاسی است، اما تبدیل اختلاف نظر به شکاف اجتماعی و دوقطبیهای فرساینده، میتواند به سرمایه اجتماعی و قدرت ملی آسیب بزند.
انبارلویی نیز ممنوعیت دو قطبیسازیهایی مانند «جنگ و مذاکره» و «وفاق و تندروی» را از جمله محورهای کلیدی پیام دانسته و بر ضرورت پرهیز از این دوگانه سازیها تاکید میکند.
بسیاری از تحلیلگران نیز در تبیین این رویکرد، بر عبور از دوگانههای کاذب تأکید دارند، به این معنا که میتوان هم مذاکره کرد و هم مقاومت را تقویت کرد، میتوان انسجام اجتماعی داشت و در عین حال نقد و مطالبهگری منطقی را حفظ کرد و میتوان نقد کرد، بدون آنکه نقد به تخریب نظام یا تضعیف سرمایه اجتماعی تبدیل شود.
در این چارچوب آنچه تاکید می شود این است، که همه افراد جامعه قرار نیست یکسان بیندیشند؛ اما باید مراقبت شود که اختلاف دیدگاهها به ابزاری برای شکستن انسجام ملی تبدیل نشود.
جایی که روایت باید با اقدام همراه شود
اگر بخش نخست پیام رهبر معظم انقلاب بر انسجام اجتماعی متمرکز است، بخش دیگری از آن مستقیماً به سفره مردم و مسائل اقتصادی اختصاص دارد.
رهبر معظم انقلاب بر توجه جدی دولت به زنجیره چالشهای اقتصادی ـ معیشتی تأکید کردهاند؛ زنجیرهای که از تورم، بیکاری و مدیریت قیمتها و بازار کالا و خدمات آغاز میشود و تا رشد اقتصادی، افزایش سرمایهگذاری، رونق تولید، کاهش نقش دلار و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی امتداد مییابد.
در این میان، «تکیه هرچه بیشتر به تولید داخلی» به عنوان کلید حل مجموعهای از این مسائل مورد تأکید قرار گرفته است.
پیام البته در کنار تأکید بر تولید داخلی، بر ضرورت تأمین کالاهای مورد نیاز کشور نیز تصریح دارد و واردات را در موارد فقدان تولید کافی، مشروط به مدیریت صحیح و حکیمانه میداند.
کارشناسان اقتصادی در تبیین این نگاه، مسائل اقتصادی را یک زنجیره بههمپیوسته میدانند؛ زنجیرهای شامل تورم، بیکاری، قیمتها، بازار، رشد، سرمایهگذاری، تولید و کاهش وابستگیهای آسیبزا که راهحل آن را باید در اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید داخلی جستوجو کرد.
به اعتقاد آنها اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد منزوی نیست، بلکه اقتصادی توانمند و انعطافپذیر است که ضمن تقویت تولید داخلی، در مواردی که تولید داخلی کافی نیست، از واردات صحیح و حکیمانه نیز استفاده میکند.
از سوی دیگر، رهبر انقلاب فعالسازی ظرفیت نخبگان جوان و استفاده از فناوریها و نوآوریهای آنان را یکی از مسیرهای جهش کشور معرفی کردهاند؛ ظرفیتی که میتواند در کشاورزی، صنعت، فرهنگ، تربیت، ارتباطات و حوزههای اجتماعی به کار گرفته شود.
مطالبه اقتصادی پیام، «حل مسئله» است
تحلیلگران معتقدند پیام هفته دولت در حوزه اقتصاد، بیش از آنکه صرفاً فهرستی از مشکلات باشد، یک زنجیره سیاستی را مقابل دولت قرار داده است.
محسن احمدی استاد دانشگاه نیز بر همین منطق «حل مسئله» تأکید دارد و میگوید که کشور نباید صرفاً به گزارش مشکلات اکتفا کند، بلکه هر ضعف باید به فرآیندی از مسئلهشناسی، اولویتبندی، سیاستگذاری، اقدام، ارزیابی و اصلاح تبدیل شود.
مردم باید «خدمتگزاری» را احساس کنند
یکی از مهمترین بخشهای پیام رهبر معظم انقلاب، تأکید بر تجربه مستقیم مردم از خدمت مسئولان است.
ایشان تصریح کردهاند که مردم ایران، پس از ماهها حضور و همراهی و نمایش «عیار حقیقی» خود در عرصههای مختلف، شایسته آن هستند که خدمتگزاری قوا و دستگاههای مسئول را در زندگی خود احساس کنند.
احمد مقدم فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در این باره معتقد است که این عبارت، مسئولیت دولت را از سطح «انجام وظیفه اداری» فراتر میبرد و عملکرد دستگاهها باید به تجربه ملموس شهروندان تبدیل شود؛ از تأمین کالا و مدیریت انرژی گرفته تا کنترل قیمتها، اشتغال، تولید و حل مشکلات روزمره.
وی میگوید که میان «خدمت کردن» و «احساس خدمت» فاصلهای وجود دارد که تنها با نتیجهمحور شدن حکمرانی پر خواهد شد.
مقدم ادامه میدهد که خدمت صادقانه مسئولان، پرهیز از القای یأس و ناامیدی و تقویت وحدت از الزامات عبور از مشکلات کشور است.
فرهنگ؛ لایهای فراتر از همه سیاستها
پیام رهبر انقلاب در عین حال تنها اقتصادی یا سیاسی نیست. احمدحسین شریفی، عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی، معتقد است یکی از مهمترین بخشهای پیام، تأکید بر جایگاه «فراراهبردی» فرهنگ است.
وی با اشاره به تصریح رهبر انقلاب مبنی بر اینکه تنظیم سایر راهبردها باید با ملاحظه مسئله فرهنگ انجام شود، معتقد است این بخش از پیام باید بهطور جدی تبیین و به گفتمان تبدیل شود.
آیتالله کعبی نیز این بخش از پیام را یکی از مهمترین نوآوریهای آن میداند و بر تفاوت «راهبردی بودن» و «فراراهبردی بودن» فرهنگ تأکید میکند.
از نگاه وی، موضوع راهبردی برای خود یک راهبرد مستقل دارد؛ اما موضوع فراراهبردی باید در تنظیم همه راهبردهای دیگر حضور داشته باشد. بنابراین راهبرد اقتصادی بدون ملاحظه فرهنگی ناقص است؛ راهبرد سیاسی، اجتماعی و امنیتی نیز بدون ملاحظه فرهنگی کامل نیست و راهبرد علمی و فناورانه نیز بدون توجه به تربیت انسان، به نتیجه پایدار نخواهد رسید.
نقشهراه دولت؛ اقدام، انسجام و روایت قدرت
مجموعه پیام رهبر انقلاب را میتوان در یک منظومه بههمپیوسته دید، قدرت ملی بدون انسجام اجتماعی پایدار نیست؛ انسجام بدون اعتماد عمومی شکل نمیگیرد؛ اعتماد بدون خدمت ملموس مسئولان تقویت نمیشود و خدمت بدون حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم به نتیجه مطلوب نمیرسد.
در سوی دیگر، همه این مؤلفهها نیازمند روایت درست هستند؛ روایتی که نه مشکلات را پنهان کند و نه اجازه دهد ضعفها جای همه واقعیت ایران را بگیرند.
مهدی شکیبایی در این مورد میگوید: اقدام واقعی و روایت درست باید در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ چراکه اقدام بدون روایت میتواند قدرت را از چشم جامعه پنهان کند و روایت بدون اقدام، اعتماد عمومی را فرسوده خواهد کرد.
آیتالله کعبی نیز در جمعبندی منظومه پیام، مسیر «ایران هرچه قویتر» را زنجیرهای از مؤلفههای بههمپیوسته میداند، زنجیرهای متشکل از فرهنگ و تعلیم و تربیت بهعنوان اصل فراراهبردی، تربیت انسان توانمند و مسئول، نخبگان و نوآوری، تولید و فناوری، اقتصاد مقاوم و مستقل، قدرت ملی، اعتماد و امید عمومی، انسجام اجتماعی، مقاومت مؤثر در برابر توطئه دشمن و در نهایت ایران هرچه قویتر.
از همین زاویه، پیام هفته دولت را میتوان بیش از هر چیز پیام عبور از دوگانههای کاذب و حرکت به سمت یک منطق واحد حکمرانی دانست؛ منطقی که در آن، نقد باید به اصلاح منجر شود، روایت باید بر واقعیت استوار باشد، اقتصاد باید به سفره مردم برسد و سیاست باید پیوست انسجام اجتماعی داشته باشد.
«ایران قوی» ابتدا باید در ذهن و زندگی مردم قابل لمس باشد
اعتقاد بسیاری از تحلیلگران و کارشناسانی که پیام اخیر رهبر معظم انقلاب را مطالعه کردهاند این است که این پیام در نهایت یک تصویر منسجم از «ایران قوی» ارائه میدهد؛ ایرانی که قدرتش فقط در تجهیزات و ظرفیتهای سخت خلاصه نمیشود، بلکه در اعتماد مردم، انسجام اجتماعی، تولید، فناوری، فرهنگ، امید و کارآمدی دولت نیز متجلی است.
آیتالله کعبی نیز بر همین برداشت تأکید دارد که «ایران هرچه قویتر» باید مقصد مشترک همه تصمیمها و اقدامات حکمرانی باشد. از این منظر، قدرت ملی پدیدهای تکبعدی نیست و از همافزایی همه بخشهای تولید قدرت ملی شکل میگیرد.
پیام رهبر انقلاب را میتوان در یک منظومه بههمپیوسته دید، قدرت ملی بدون انسجام اجتماعی پایدار نیست؛ انسجام بدون اعتماد عمومی شکل نمیگیرد؛ اعتماد بدون خدمت ملموس مسئولان تقویت نمیشود و خدمت بدون حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم به نتیجه مطلوب نمیرسد.
در سوی دیگر، همه این مؤلفهها نیازمند روایت درست هستند؛ روایتی که نه مشکلات را پنهان کند و نه اجازه دهد ضعفها جای همه واقعیت ایران را بگیرند.
مهدی شکیبایی در این مورد میگوید: اقدام واقعی و روایت درست باید در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ چراکه اقدام بدون روایت میتواند قدرت را از چشم جامعه پنهان کند و روایت بدون اقدام، اعتماد عمومی را فرسوده خواهد کرد.
آیتالله کعبی نیز در جمعبندی منظومه پیام، مسیر «ایران هرچه قویتر» را زنجیرهای از مؤلفههای بههمپیوسته میداند، زنجیرهای متشکل از فرهنگ و تعلیم و تربیت بهعنوان اصل فراراهبردی، تربیت انسان توانمند و مسئول، نخبگان و نوآوری، تولید و فناوری، اقتصاد مقاوم و مستقل، قدرت ملی، اعتماد و امید عمومی، انسجام اجتماعی، مقاومت مؤثر در برابر توطئه دشمن و در نهایت ایران هرچه قویتر.
دیدگاههای کاربران (۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است. اولین نظر را شما بنویسید!